X
تبلیغات
بازی تراوین

سکوت و لال

شنبه 30 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 06:55 ب.ظ

سلام


نمی دونم چی میشه آدمها یه هو تغییر می کنن. چطور میشه  کسی که خیلی وقت بود... یک دفعه مهربون میشه.


والا راستش رو بگم وقتی خرفاشو شنیدم  هم خوشحال شدم هم ناراحت. خوشحالی که مشخص چرا...


ولی ناراحت شدم نه بهتره بگم نگران شدم از اینکه این صحبتا قطعا ادامه دار نیست و سخته  فراموش کردنشون بعد از یه مدت.


بعضی وقتا دلم لک میزنه وسه شندین یه .... و میترکه واسه گفتنش.


الان که عادت کردم خیالم راحته ولی اگه این مهربونیا ادامه پیدا کنه منم بی جنبه بازی دربیارم که درمیارم خدا بدادم برسه...


من همینجوریشم ... حتی اگه حرفی هم نزنم سکوت کنم و لال بشم. خدا کنه فقط حرفایی که بهم زده ...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

گریه

جمعه 29 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 07:59 ب.ظ
تنها کسانی می توانند از ته دل بخندند

که توانسته باشند از ته دل گریه کنند

و اگر بتوانی از ته دل بخندی و گریه کنی زنده ای

<< اوشو >>

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

همه چیز

جمعه 29 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 06:31 ب.ظ

همه چیز درسته ...

درست همینجور که نباید باشه!


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

کجا فریاد کردن در دل زندان اثر دارد؟

جمعه 29 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 06:30 ب.ظ

سکوتت را بغل کن ، بغض و گریه دردسر دارد 

کجا فریاد کردن در دل زندان اثر دارد؟ 

سرِ دار حقیقت لال باش و ناله کمتر کن

که این شهر دروغین تا بخواهی گوش کر دارد 

به هر سمتی که رفتم کوهی از دیوار سدّم شد

خدایا پس کجای این جهنم درّه در دارد؟ 

دلم را دست هر کس دادم از احساس من رد شد

نوشتم روی قلبم «عشق ، رنج بی ثمر دارد»

به -دست دوستی- شک کردم از آن لحظه ی شومی

که دیدم باغبان در دستهای خود تبر دارد 

عزیز خویش را راهی صحرا کردم اما...آه

دلم از قصد شوم نابرادرها خبر دارد

خیال پر کشیدن داشتم در سر ، ولی اینجا

سرانجامش تفنگ است و قفس هرکس که پر دارد

زبانم سرخ شد از بس که هی خونِ جگر خوردم

درخت شعرم اما همچنان سبز است و سر دارد

بهزاد نجفی

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

فروغ فرخزاد

جمعه 29 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 06:30 ب.ظ
از من است این غم که بر جان من ست
دیگر این خودکرده را تدبیر نیست 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

تنفر از دیگران

جمعه 29 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 04:38 ب.ظ

...


خیلی وقت پیشا بهش گفتم تو(ت ها شده ش پس اینجا هم بهش میگم شما) چرا به ت... اجازه میدی که بیاد و وقتی بقیه نیستن باهات صحبت کنه و... گفت من از خودش و صحبتاش و لحنش و .... اصلا خوشم نمیاد و مجبورم به حرفاش گوش بدم گفتم خوب چی بگم تا رسید به آقای ه... اولش سر اون برنامه ... پیچوندش سمت من بعدش هر وقت زنگ میزد لب و لوچش آویزون میشد که وای بازم این، اما وقتی شروع میکرد صحبت کردنش رو تا تهش میرفت و اینقدر گل میگفت و میشنید که اصلا آدم باورش نمیشد. بازهم با ... محض دل و زدم دریا و ازش پرسیدم دلیل این رفتار دو گانه رو، نه به اون قیافه درهم اول صحبت نه به اون صحبت های طولانی... ولی نمی دونم چرا اون از حرفای من یه چیزای دیگه برداشت کرد و من هاج و واج مونده بودم آخرش هم جواب سوالمو نگرفتم.

خیلی با خودم فکر کردم، آخرش به این نتیجه رسیدم که احتمالا موقع صحبت با من هم لب و لوچه دلش از درون آویزون میشه و به رو نمیاره و با روی باز صحبت می کنه. اصلا این رفتارو می بینم واقعا به رفتاراش با خودمم شک می کنم.

بعد از این ماجرا تصمیم گرفتم دیگه با کار هیچکس کار نداشته باشم و اصلا دور و بریام برام مهم نباشن ولی بازهم نتونستم - من با سادگیام خوشم بخدا  - تا دوروز یه اتفاق بد براش افتاد نگرانش شدم و ...


خدایا تنفر از دیگران رو بهم یاد بده...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

آنا گاوالدا

جمعه 29 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 01:51 ب.ظ

چه قدر باید بگذرد.. 


تا آدمی 


بوی تن کسی را که دوست داشته را از یاد ببرد..؟ 


و چه قدر باید بگذرد.. 


تا بتواند دیگر او را 


دوست نداشته باشد..؟ 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

بدک نیست...

جمعه 29 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 01:49 ب.ظ

قشنگ ینی بدک نیست از وبلاگ یه بنده خدا برداشتم.


مـــــــن عاشقـــانـــــه هایـــــــم را

روی همیـــــــــن دیـــــــــوار مجـــازی می نویســــــــم !

 از لــج تــــــــو . . .

از لـــج خــــــــودم . . .

که حاضـــــــر نبــودیــــــــم یک بار

ایـــــــن هــــا را واقعـــــــی بــه هـــم بگوییــــــــم. . . !

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

سعدی

پنج‌شنبه 28 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 11:41 ب.ظ



خرما نتوان خورد از این خار که کشتیم 


دیبا نتوان بافت از این پشم که رشتیم


 ما را عجب ار پشت و پناهی بود آن روز


 کامروز کسی را نه پناهیم و نه پشتیم

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

پنج‌شنبه 28 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 11:40 ب.ظ
ای یار دور دست که دل می بری هنوز

چون آتش نهفته به خاکستری هنوز

هر چند خط کشیده بر آیینه ات زمان

در چشمم از تمامی خوبان، سری هنوز
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1       2       3       4       5       ...       51    >>