شنبه 31 فروردین ماه سال 1387 ساعت 5:41 PM
دل این عاشق بی دل خون شده مثل شقایق
این دلم تنگ به دیدار وای که چه سخت دقایق
غنچه بی تاب شکفتن من بی دل از تو گفتن
لحظه لحظه هام پر از تو توی بیداری و خفتن
سر بذار به روی شونم نفسی آروم جونم
بگو تا آخر دنیا از تو و از عشق می خونم
تو هیاهوی جدایی توی فصل نا خوشی ها
هر نفس آواز من باش ای تموم دل خوشی ها
توی قرن دود و بی داد که گرفته بغض فریاد
حتی یادیم نمونده قصه ی شیرین و فرهاد
خالی مونده یاد عشاق توی قلب و تو دل ما
بار خدایا مددی کن چاره ساز مشکل ما
سر بذار به روی شونم نفسی آروم جونم
بگو تا آخر دنیا از تو و از عشق می خونم
تو هیاهوی جدایی توی فصل نا خوشی ها
هر نفس آواز من باش ای تموم دل خوشی ها
این دلم تنگ به دیدار وای که چه سخت دقایق
غنچه بی تاب شکفتن من بی دل از تو گفتن
لحظه لحظه هام پر از تو توی بیداری و خفتن
سر بذار به روی شونم نفسی آروم جونم
بگو تا آخر دنیا از تو و از عشق می خونم
تو هیاهوی جدایی توی فصل نا خوشی ها
هر نفس آواز من باش ای تموم دل خوشی ها
توی قرن دود و بی داد که گرفته بغض فریاد
حتی یادیم نمونده قصه ی شیرین و فرهاد
خالی مونده یاد عشاق توی قلب و تو دل ما
بار خدایا مددی کن چاره ساز مشکل ما
سر بذار به روی شونم نفسی آروم جونم
بگو تا آخر دنیا از تو و از عشق می خونم
تو هیاهوی جدایی توی فصل نا خوشی ها
هر نفس آواز من باش ای تموم دل خوشی ها










