<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0">
	<channel>
		<title><![CDATA[حرف دل]]></title>
		<link>http://amghha.blogsky.com</link>
		<description><![CDATA[گرنکوبی شیشه غم رابه سنگ &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;هفت رنگش می شود هفتاد رنگ]]></description>
		<language>fa</language>
		<generator>RSS Generated by BlogSky.com</generator>
		
			
				<item>
					<title><![CDATA[برای آمدنت زود هم دیر است]]></title>
					<link>http://amghha.blogsky.com/1387/05/25/post-80/</link>
					<description><![CDATA[<p><span lang="AR-SA" style="font-size: 8pt; font-family: Tahoma;"><p dir="rtl">برای آمدنت زود هم دیر است<br />گفتند یار رفته سفر باز می رسد <br />بیش از هزار سال گذشت و خبر نشد <br />یعقوب وار این پدر پیر روزگار <br />چشمش به راه ماند و خبر از پسر نشد <br />کجاست آن یار سفر کرده، آن مسافر غریب، در کدامین سرزمین منزل دارد و در کدام دیار مأوا؟ <br />کجاست او که واسطه فیض است و حبل المتین ، فرزند فاطمه(س) است و از سلاله پاک حسین (ع)؟ <br />کجاست اَبَر مرد تاریخ ، آن یگانه دوران و منجی نسل انسان؟ <br />دیر زمانی است که چشم در راهیم و به انتظار مقدمش ثانیه شمار لحظه ها. <br />پس چرا نمی آید؟ <br />چرا نسیم وصال نمی وزد و فصل خزان نمی رود؟ چرا فرقت و هجران رخت بر نمی بندد و روزگار رهایی سر نمی رسد؟ <br />نکند ، نکند این به درازا کشیدن ایام هجر از ما باشد؟ <br />اندکی
فکر، کمی اندیشه ،آری! این نیامدن و به تاخیر افتادن ها از ماست، از ما و
از کرده ها و نکرده های ما، از ما و از فعل و عمل ما . <br />مگر راه به
بیراهه رفته ایم که نوای حضرتش را فراموش کرده ایم آن جا که فرمود: ما را
از شیعیان دور نگاه نمی دارد، مگر رفتارهای آنان که به ما می رسد و دور از
انتظار است. <br />مگر یقین نداریم که او آمدنی است و برای آمدنش باید که مهیا شد <br />مگر باور نداریم که او « بهار زندگی» و «پدری مهربان» و آن هم پدری مهربانتر از هر مادری است. <br />مگر شک کرده ایم که او واپسین نشانه خدا روی زمین، و واسطه فیض از سرچشمه زلال الاهی است. <br />مگر
فراموش کرده ایم که او حسین(ع) امروز است و آرمانش آرمان حسین(ع) و مقصودش
به مقصد رساندن آدمی، بدان جا که شایسته مقام انسانیت است؛ پس چرا صدای «
هل من ناصر » او به گوش ما نمی رسد. <br />مگر به یاد نداریم روایات بسیاری
که از جهان پس از ظهور خبر داده¬اند و از عدالت وامنیت، رضا و خشنودی و به
انجام رسیدن ماموریت صدوبیست و چهار هزار پیامبر و یازده امام و هزاران
هزار از صلحا و پاکان مژده داده اند.. <br />مگر ایمان نداریم که با ظهورش
اهل آسمان و زمین مسرور شوند. بر دولتش چنان رفاه وآسایشی سایه افکند که
نظیرش را تاریخ هرگز به خود ندیده است، و مگر نه این است که با معرفت و
انتظاری پویا ، دوران فراق و هجران به سر می رسد وآن صبح امید طلوع
می¬کند. <br />آری باید به پا خاست. چشم¬ها را شست و در راه کسب معرفت
حقیقی گام نهاد. معرفتی که اگر از آن غافل شویم، به مرگ جاهلیت دچار
خواهیم شد. <br />باید که عزم را جزم کرد و مشتاقانه با فعل و عمل زمینه¬های ظهورش را مهیا ساخت. <br />باید
که بی تاب بود و خستگی ناپذیر کوشید تا دشمنان حضرتش را از کار شکنی و
تفرقه انگیزی و از به پا کردن فتنه و آشوب و بلوا، مایوس ساخت. <br />باید
عهدی بست، عهدی از جنس عشق و وفا که دست در دست هم در ظل توجهات وعنایات
مولا معارف مهدوی را فرا گرفته، در گسترش این فرهنگ لحظه ای غفلت نورزیم.<br />اللهم عَجّل لولیک الفرج</p>
<p dir="rtl">&nbsp;</p>
<p dir="rtl">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; برگرفته از سایت امام مهدی عج ا...</p></span></p>]]></description>
					<pubDate>Fri, 15 Aug 2008 00:10:02 GMT</pubDate>
					<comments>http://amghha.blogsky.com/Comments.bs?PostID=80</comments>
          <guid>http://amghha.blogsky.com/1387/05/25/post-80/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[زندگی]]></title>
					<link>http://amghha.blogsky.com/1387/05/06/post-79/</link>
					<description><![CDATA[<br><br> زندگی رویا نیست<br><br>زندگی زیبایی ست<br><br>می توان<br><br>بر درختی تهی از بار ، زدن پیوندی<br><br>می توان در دل این مزرعه ی خشک و تهی بذری ریخت<br><br>می توان<br><br>از میان فاصله ها را برداشت]]></description>
					<pubDate>Sun, 27 Jul 2008 17:34:02 GMT</pubDate>
					<comments>http://amghha.blogsky.com/Comments.bs?PostID=79</comments>
          <guid>http://amghha.blogsky.com/1387/05/06/post-79/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[ای عشق همه بهانه از توست]]></title>
					<link>http://amghha.blogsky.com/1387/04/22/post-78/</link>
					<description><![CDATA[ای عشق همه بهانه از توست<br>من خامشم، این ترانه از توست<br><br>آن بانگ بلند صبحگاهی<br>وین زمزمه‌ی شبانه از توست<br><br>من انده خویش را ندانم<br>این گریه‌ی بی‌بهانه از توست<br><br>ای آتش جان پاکبازان<br>در خرمن من زبانه از توست<br><br>افسون شده‌ی تو را زبان نیست<br>ور هست همه فسانه از توست<br><br>کشتی مرا چه بیم دریا؟<br>طوفان ز تو و کرانه از توست<br><br>گر باده دهی و گر نه، غم نیست<br>مست از تو، شرابخانه از توست<br><br>پیش تو چه توسنی کند عقل؟<br>رام است که تازیانه از توست<br><br>من می گذرم خموش و گمنام<br>آوازه‌ی جاودانه از توست<br><br>...<br><br>من می‌گذرم خموش و گمنام<br>آوازه‌ی جاودانه از توست/<br><br>بهانه - هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه)]]></description>
					<pubDate>Sat, 12 Jul 2008 00:17:19 GMT</pubDate>
					<comments>http://amghha.blogsky.com/Comments.bs?PostID=78</comments>
          <guid>http://amghha.blogsky.com/1387/04/22/post-78/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[یاد باد...]]></title>
					<link>http://amghha.blogsky.com/1387/04/13/post-77/</link>
					<description><![CDATA[یاد باد آنکه ســـــــــر کوی توام منزل بود<br><br>دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود<br><br>در دلــــــــم بود که بی دوست نباشم هرگز<br><br>چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود]]></description>
					<pubDate>Thu, 3 Jul 2008 23:53:13 GMT</pubDate>
					<comments>http://amghha.blogsky.com/Comments.bs?PostID=77</comments>
          <guid>http://amghha.blogsky.com/1387/04/13/post-77/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[...]]></title>
					<link>http://amghha.blogsky.com/1387/04/13/post-76/</link>
					<description><![CDATA[<img src="http://i19.tinypic.com/81q74sl.jpg">]]></description>
					<pubDate>Thu, 3 Jul 2008 23:49:01 GMT</pubDate>
					<comments>http://amghha.blogsky.com/Comments.bs?PostID=76</comments>
          <guid>http://amghha.blogsky.com/1387/04/13/post-76/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[آه ای زندگی]]></title>
					<link>http://amghha.blogsky.com/1387/04/03/post-75/</link>
					<description><![CDATA[آه ای زندگی منم که هنوز<br>با همه پوچی از تو لبریزم<br>نه به فکرم که رشته پاره کنم<br>نه بر آنم که از تو بگریزم<br>همه ذرات جسم خاکی من<br>از تو ای شعر گرم در سوزند<br>آسمانهای صاف را مانند<br>که لبالب ز باده ی روزند<br>با هزاران جوانه میخواند<br>بوته نسترن سرود ترا<br>هر نسیمی که می وزد در باغ<br>می رساند به او درود ترا<br>من ترا در تو جستجو کردم<br>نه در آن خوابهای رویایی<br><br>            .<br><br>            .<br><br>           فروغ فرخزاد]]></description>
					<pubDate>Mon, 23 Jun 2008 15:53:40 GMT</pubDate>
					<comments>http://amghha.blogsky.com/Comments.bs?PostID=75</comments>
          <guid>http://amghha.blogsky.com/1387/04/03/post-75/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[عشق یعنی...]]></title>
					<link>http://amghha.blogsky.com/1387/04/03/post-74/</link>
					<description><![CDATA[عشق یعنی مستی دیوانگی<br><br>عشق یعنی با جهان بیگانگی<br><br>عشق یعنی شب نخفتن تا سحر<br><br>عشق یعنی سجده ها با چشم تر<br><br>عشق یعنی سر به دار اویختن<br><br>عشق یعنی اشک حسرت ریختن<br><br>عشق یعنی در جهان رسوا شدن<br><br>عشق یعنی مست و بی پروا شدن<br><br>عشق یعنی سوختن یا ساختن<br><br>عشق یعنی زندگی را باختن]]></description>
					<pubDate>Mon, 23 Jun 2008 15:52:50 GMT</pubDate>
					<comments>http://amghha.blogsky.com/Comments.bs?PostID=74</comments>
          <guid>http://amghha.blogsky.com/1387/04/03/post-74/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[خدایا]]></title>
					<link>http://amghha.blogsky.com/1387/03/29/post-73/</link>
					<description><![CDATA[خدایا ، بنده ای درد آ شنایم<br><br>بسر افتاده ای بی دست وپایم<br><br><br>ز غمها سینه ام دریاست، دریا<br><br>گواهم گریه های هایهایم<br><br><br>به در گاه تو می نالم به زاری<br><br>مرا بگذار با این ناله هایم<br><br><br>مرا در آتش عشقت بسوزان<br><br>مکن زین شعله ی سرکش رهایم<br><br> <br>از این آتش، دلم را شعله ور کن<br><br>بسوزان، سوز دل را بیشترکن<br><br> <br>به آه در گلو بشکسته، سو گند<br><br>بسوز سینه های خسته سوگند<br><br> <br>به غم پرورده ی محنت نصیبی<br><br>که در خون جگر بنشسته، سوگند<br><br><br>به اشک مادری کز داغ فرزند ـــ<br><br>فرو ریزد برخ پیوسته سوگند<br><br> <br>به بیماری که در هنگامه ی مرگ ـــ<br><br>برآید ناله اش آهسته ، سوگند<br> <br><br>ازکتاب:<br><br>طلوع محمد]]></description>
					<pubDate>Wed, 18 Jun 2008 00:12:18 GMT</pubDate>
					<comments>http://amghha.blogsky.com/Comments.bs?PostID=73</comments>
          <guid>http://amghha.blogsky.com/1387/03/29/post-73/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[گفتگوباخدا]]></title>
					<link>http://amghha.blogsky.com/1387/03/21/post-72/</link>
					<description><![CDATA[گفتم : خسته ام.<br>گفتی : لاتقنطوا من رﺣﻤﺔالله  " هرگزازرحمت خدا ناامید مباشید " (سوره زمر/ 53) "<br>گفتم : هیشکی نمی دونه تو دلم چی می گذره.<br>گفتی : ان الله یحول بین المرء وقلبه  " بدانید که خدا درمیان آدمی وقلبش حایل است (وازهمه اسراردرونی آگاه است ) ". (سوره انفال / 24)<br>گفتم : غیرازتوکسی رو ندارم .<br>گفتی : نحن اقرب الیه من حیل الورید " ازرگ گردن نزدیکترم " ( سوره ق /16)<br>گفتم : ولی انگاراصلا منوفراموش کردی.<br><br>گفتی : فاذکرونی اذکرکم " مرا یاد کنید تا شما را یادکنم " (بقره /152)                         <br><br>گفتم : تاکی باید صبرکرد؟<br><br>گفتی : و ما یدریک لعل الساعه تکون قریبا  " وتوچه می دانی ؟ شاید آن ساعت بسیارموقعش نزدیک باشد " (احزاب /63)<br><br>گفتم : تو بزرگی ونزدیکیت برای من کوچیک خیلی دوره ! تا اون موقع چیکارکنم ؟<br><br>گفتی : واتبع ما یوحی الیک واصبرحتی یحکم الله  " راه صبر پیش گیر تا وقتی که خدا حکم کند " (یونس/109)<br><br>گفتم : خیلی خونسردی ! توخدایی و صبور ! من بنده ات هستم و ظرف صبرم کوچیک.... یه اشاره کنی تمومه !<br><br>گفتی : عسی ان تحبوا شیئا وهو شرلکم  " چه بسیارشودکه چیزی را دوست دارید ودرواقع شرشما درآن است وخداوند به مصالح شما نمی داند " (بقره /216)<br><br>گفتم : انا عبدک الضعف الذلیل..... اصلا چطوردلت مییاد؟<br><br>گفتی : ان الله بالناس لرئوف رحیم   " که خدا به مردم ،مشفق ومهربان است " (بقره / 143)<br><br>گفتم: دلم گرفته<br><br>گفتی : بفضل الله وبرحمته فبذلک فلیفرحوا " باید منحصرا" به فضل ورحمت خدا شادمان شوید " (یونس/58)<br><br>گفتم : اصلا بی خیال ! توکلت علی الله  <br><br>گفتی : ان الله یحب المتوکلین " خدا آنان را که براواعتماد کنند دوست دارد ویاوری کند " (عمران/159)<br><br><br>گفتم : خیلی چاکریم !<br>ولی این بار، انگار گفتی : حواست رو خوب جمع کن ! یادت باشد که :<br><br>ومن الناس من بعید الله علی حرف فان اصابه خیر اطمان به وان اصابته فتنه انقلب علی وجهه خسرالدنیا والاخره    " بعضی از مردم ، خدا را به زبان و ظاهرمی پرستندنه به حقیقت ، وازاین رو هرگاه به خیرونعمتی رسد، اطمینان خاطرپیدا کند و اگربه شر و فقر آفتی رسد. ازدین خدا رو برگرداند . چنین کس دردنیا وآخرت زیانکاراست ". (حج/11)]]></description>
					<pubDate>Tue, 10 Jun 2008 11:12:31 GMT</pubDate>
					<comments>http://amghha.blogsky.com/Comments.bs?PostID=72</comments>
          <guid>http://amghha.blogsky.com/1387/03/21/post-72/</guid>
				</item>
			
				<item>
					<title><![CDATA[خداوندا]]></title>
					<link>http://amghha.blogsky.com/1387/03/20/post-71/</link>
					<description><![CDATA[خداوندا !<br><br>ندای تورا می شنوم که مرا به سکوت درون فرا می خواند<br>حضورت را حس می کنم<br>و در می یابم که در هرچه روی می دهد حکمت تو نهفته است<br><br>خداوندا !<br>مرا خردی بخش که شکست خود را توقف ندانم<br>دانشی بخش    تا دریابم    راه موفقیت از میان همین شکست ها می گذرد<br><br>پاکم  ساز   <br>تا   با قلب خود درگاهت را بوسه باران کنم !]]></description>
					<pubDate>Mon, 9 Jun 2008 18:00:54 GMT</pubDate>
					<comments>http://amghha.blogsky.com/Comments.bs?PostID=71</comments>
          <guid>http://amghha.blogsky.com/1387/03/20/post-71/</guid>
				</item>
			
		
	</channel>
</rss>
